راهنمای جامع گوگل
Rank Brain

اگر سئو را پیگیری می‌کنید پس باید بدانید که مقالات و محتوای سایت خود را باید برای الگوریتم رنک برین بهینه کنید.

چرا؟

بدلیل اینکه گوگل در آخرین اطلاع رسانی خود اعلام که این الگوریتم سومین عامل تاثیر گذار در نمایش نتایج جست و جو گوگل است و هر روز مهم‌تر از دیروز می‌شود.

امروز با من همراه باشید تا شما را بطور کامل با الگوریتم رنک برین (Rank Brain) گوگل آشنا کنم و هرآنچه که باید نسبت به این الگوریتم بدانید را با شما در میان بگذارم.

فصل 1
تصویری ذهنی از گوگل رنک برین

1_1_google-rankrain-a-visual-explaination

بگذارید در ابتدا به این سوال پاسخ دهیم که گوگل Rank Brain چیست؟

گوگل رنک برین الگوریتم هوش مصنوعی (AI) گوگل است که گوگل با کمک تکنولوژی یادگیری ماشین (Machine Learning) نتایج جست و جو را به کاربر نمایش می‌دهد.

اما چه چیزی رنک برین را خاص و از سایر الگوریتم‌های گوگل متمایز می‌کند؟

قبل از رنک برین، 100% الگوریتم های گوگل کدهایی بود که توسط مهندسین گوگل نوشته شده بود. بنابراین با همچین تصویری مواجه بودیم :

البته باید بگوییم که هنوز هم مهندسین گوگل بر روی الگوریتم های گوگل کار می‌کنند ولی امروزه Rank Brain خودش این کار را در پشت صحنه‌ی کارهایش انجام می‌دهد.

اگر بخواهم کوتاه بگویم : 

رنک برین خودش الگوریتم ها را بهینه سازی می‌کند.

بر اساس کلمه کلیدی، رنک برین میزان اهمیت بک لینک‌، محتوا ، طول محتوا، طول عمر دامنه و دیگر فاکتورهای سئو را کاهش یا افزایش می‌دهد.

در گام بعدی، به تعامل کاربر با نتایج نشان داده شده نگاه می‌کند. اگر کاربر نتایج را دوست داشت پس، از آن الگوریتم برای جست و جوهای بعدی استفاده می‌کند. در غیر اینصورت به الگوریتم قبلی باز می‌گردد.

ولی بگذارید به شما نکته ای دیوانه کننده بگویم:

گوگل از مهندسان خود خواست که بهترین نتیجه را برای یک جست و جوی خاص مشخص کنند و سپس از رنک برین این درخواست را کرد. نتیجه باورنکردنی بود! رنک برین 10% بهتر از مغز مهندسین گوگل عمل کرد و نتایج بهتری را نمایش داد.

حقیقت این است که رنک برین آمده است که بماند.

حالا که بطور مختصر با روش کار رنک برین آشنا شدیم وقت آن است که بطور عمیق با روش کارش آشنا شویم.

فصل 2
رنک برین چطور کار می‌کند؟

2_1_how-rankbrain-works

رنک برین 2 کار اساسی انجام می‌دهد:

1- فهمیدن درک کلماتی که جست و جو می‌شوند

2- سنجش چگونگی تعامل کاربران بشا نتایج جست و جو یا همان رضایت کاربران از نتایج

حال به توضیح هریک می پردازیم :

رنک برین چطور کلماتی که شما جست و جو می‌کنید را درک می‌کند؟

در سال‌های نه چندان دور، گوگل مشکلی داشت:

15٪ از سرچ هایی که مردم در آن انجام می‌دادند را قبلا هرگز ندیده بود

شاید 15% عدد بزرگی نباشد اما وقتی این عدد را  در بیلیون سرچی که روزانه در گوگل انجام می‌شود حساب میکنیم با عددی حدود 450 میلیون سرچ روزانه‌ای مواجه می‌شویم که باعث ایجاد دردسر برای گوگل می‌شود.

 

قبل از رنک برین، گوگل صفحات وب را بطور دقیق اسکن و بررسی می‌کرد تا اگر آنها حاوی کلمه کلیدی بودند که کاربر جست و جو کرد به او نمایش دهد.

اما به دلیل اینکه بیشتر این کلمات جدید بودند، گوگل هیچ سرنخ و نشانه ای نداشت تا بفهمد دقیقا کاربر چه چیزی را میخواهد. به همین دلیل با حدس زدن، به کاربر نتایج را نشان میداد.

 

برای شما مثالی می‌آوریم تا این موضوع را خوب درک کنید. فرض کنید شما قبل از رنک برین در گوگل عبارت “کنسول خاکستری که سونی آن را ساخته” را جست و جو می‌کردید. در این صورت گوگل در صفحات وب به دنبال صفحه‌ای میرفت که واژه های “کنسول”,”خاکستری”,”سونی”,”ساخته” در آن به کار برده شده است و همان صفحات با تخمین اینکه شامل کلمات کاربر هست، به کاربر نمایش میداد ولی دقیقا نمی‌دانست کاربر به دنبال چه چیزی است.

 

اما امروزه گوگل به واسطه‌ی رنک برین 100% دقیق خواسته‌ی شما را می‌داند و نتایجی که به شما نمایش می‌دهد دقیقا با پاسخ جست و جوی شما است.

چه چیزی تغییر کرد؟؟ قبلا گوگل سعی می‌کرد با تطبیق کلماتی که شما سرچ کرده‌اید با کلمات داخل صفحات وب به شما نتایج را نشان دهد اما امروز رنک برین همه‌ی تلاش خود را می‌کند تا خیلی خوب منظور شما را بفهمد. مثل یک انسان.

اما چگونه؟؟ با تطبیق کلماتی که تا به حال ندیده و کلماتی که قبلا آنها را دیده است.

 

به عنوان مثال رنک برین متوجه می‌شود که تعداد زیادی از مردم در حال جست و جوی عبارت “کنسول خاکستری که نینتندو آن را ساخته” هستند و همچنین یاد گرفته که مردمی که در این عبارت را جست و جو می‌کنند به دنبال نتیجه‌ای هستند در مورد کنسول های بازی هستند.

 

حال اگر کسی عبارت “کنسول خاکستری که سونی آن را ساخته” جست و جو کند، رنک برین نتایج مشابهی نسبه کلمه ای که قبلا آن را فهمیده است (کنسول خاکستری که نینتندو آن را ساخته) را به کاربر نمایش می‌دهد. پس در انتها ، نتیجه‌ای که به کاربر نمایش می‌دهد در مورد کنسول است که در اینجا پلی استیشن می‌باشد.

 

برای شما مثالی دیگر می‌آورم. مدتی قبل گوگل مقاله‌ای را در بلاگ خود قرار داد و در آن توضیح داد که چطور از تکنولوژی یادگیری ماشین برای فهمیدن منظور جست و جو کننده ها استفاده می‌کند.

درآنجا گوگل توضیح می‌دهد که با استفاده از تکنولوژی Word2vec کلمات را به مفهوم (Concept) تبدیل می‌کند.

 

برای مثال گوگل در آنجا می‌گوید این تکنولوژی به همان روشی که می‌داند آلمان و برلین با یکدیگر ارتباط دارد (کشور و پایتخت) می‌فهمد که فرانسه و پاریس نیز با یکدیگر ارتباط دارد و این را هم می‌فهمد که مادرید و ایتالیا هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارد.

 

در این مقاله بطور خاص در مورد رنک برین صحبت نشده ولی می‌توان به این نتیجه رسید که رنک برین از روشی مشابه این تکنولوژی استفاده می‌کند.

 

بطور خلاصه باید بگوییم که کار گوگل رنک برین فراتر از تطبیق کلمات است. او واژه هایی که شما جست و جو می‌کنید را به مفهوم یا کانسپت تبدیل می‌کند و سعی خود را می‌کند صفحه ای که آن مفهوم را پوشش داده پیدا کند و به شما نمایش دهد.

 

در فصل ۳ به شما خواهیم گفت که با این تغییرات، آیا فرآیند تحقیق در مورد پیدا کردن کلمه کلیدی نیز تغییر می‌کند یا خیر. اما به من اجازه دهید در مورد اینکه رنک برین چگونه عمل می‌کند مطالب جالب تری را به شما بگویم.

 

رنک برین چطور رضایت کاربران را اندازه گیری می‌کند؟

مطمئنا رنک برین می‌تواند کلمات کلیدی را درک کند. حتی خودش می‌تواند الگوریتم های خود را بهبود دهد و قدرتمندتر کند. اما یک سؤال مهم : رنک برین چطور می‌فهمد که نتایجی که نشان می‌دهد واقعا خوب است؟ خیلی ساده است. او مشاهده می‌کند.

 

به بیان دیگر رنک برین مجموعه ای از نتایج که فکر می‌کند شما آن را دوست دارید برایتان نمایش می‌دهد. اگر بیشتر مردم صفحه‌ای خاص در همان نتایج را دوست داشته باشند آن صفحه تقویت می‌شود و Rank خواهد گرفت. اما اگر مردم آن را دوست نداشته باشند ارزش آن صفحه کم می‌شود و با صفحه‌ای دیگر جایگزین می‌شود و دفعه‌ی بعد که کاربر جست و جویی شبیه به قبل انجام دهد، تغییرات و بهبود را خواهد دید.

 

اما رنک برین دقیقا چه چیزی را مشاهده می‌کند؟

او نحوه‌ی تعامل کاربر با نتایج را مشاهده می‌کند و خیلی به آن توجه می‌کند. بطور خاص او به موارد زیر توجه می‌کند:

  • نرخ کلیک ارگانیک (CTR)
  • زمان حضور کاربر در سایت
  • نرخ پرش (Bounce Rate)
  • Pogo sticking

موارد بالا را به عنوان سیگنال‌های تجربه کاربری (UX Signals) می‌شناسند.

 

به عنوان مثال: طی بازی تنیس عضله پشت کتف شما کشیده می‌شود و شما در گوگل عبارت “کشیدگی عضله پشت کتف” را سرچ می‌کنید. شبیه خیلی از مردم شما بر روی لینک اول کلیک می‌کنید.
ولی متأسفانه مقدمه مقاله خیلی بد است (مثلا اینطور شروع شده که عضلات کتف عضلات مهمی هستند) و به همین دلیل شما به صفحه قبل که همان صفحه‌ی نتایج گوگل است برمی‌گردید.
این بار بر روی لینک دوم کلیک می‌کنید ولی این صفحه هم زیاد بهتر از قبلی نیست و می‌بینید که اطلاعات عمومی به شما داده است مثل استراحت و یخ گذاشتن و به همین دلیل با کلیک روی دکمه برگشت به صفحه‌ی قبل دوباره به صفحه‌ی نتایج می‌روید.
این دفعه بر روی لینک سوم کلیک می‌کنید و هیجان زده می‌شوید و می‌بینید این محتوا همان چیزی است که به دنبالش بودید و به جای اینکه به دنبال دکمه بازگشت به صفحه‌ی قبل مرورگر کلیک کنید، این دفعه ۵ دقیقه در آن سایت می‌مانید و در مورد فیزیوتراپی که همان چیزی است که شما می‌خواهید میخوانید. این دفعه شما به عقب برنگشتید تا صفحه‌ی نتایج را ببینید.

 

به این عقب و جلو رفتن کاربر در صفحات و نتایج جست و جو “Pogo-sticking” می‌گویند و رنک برین توجه زیادی به این موضوع می‌کند. اگر گوگل این موضوع را بفهمد که کاربر سریع صفحه را ترک میکند تا بر روی نتیجه ی دیگری کلیک کند پیغامی قوی به گوگل می‌فرستد با این مضمون که این سایت بدرد نمیخورد.

 

اگر گوگل متوجه شود که مردم در صفحه ای Pogo-sticking را انجام نمی‌دهند به آن صفحه امتیاز و رتبه می‌دهد تا افراد دیگر راحت تر به آن برسند.

بعدا و در فصل ۴ و ۵ بیشتر در مورد بهبود سیگنال‌های تجربه کاربری صحبت خواهیم کرد. اما الآن وقت آن است که به شما بگویم Rank Brain چطور باعث تغییر تحقیق کلمه کلیدی می‌شود.

فصل 3
تحقیق کلمه کلیدی در دنیای Rank Brain به چه شکلی انجام می‌شود؟

3_1_keyword-in-a-rankbrain-world

همانطور که دیدید، رنک برین منظور کلمات را متوجه می‌شود. اما آیا این به آن معناست که روش‌های ما برای تحقیق کلمه کلیدی به روش قبلی از بین رفته است؟ خیر، منظور از این عبارت این هست که شما باید فرآیند تحقیق کلمه کلیدی خود را تقویت کنید و با رنک برین دوستانه تر شوید.

 

ما در همین فصل به شما می‌گوییم که چطور مقالاتی بنویسید که رنک برین آنها را دوست داشته باشد.

همانطور که دیدید، رنک برین منظور کلمات را متوجه می‌شود. اما آیا این به آن معناست که روش‌های ما برای تحقیق کلمه کلیدی به روش قبلی از بین رفته است؟ خیر، منظور از این عبارت این هست که شما باید فرآیند تحقیق کلمه کلیدی خود را تقویت کنید و با رنک برین دوستانه تر شوید.

ما در همین فصل به شما می‌گوییم که چطور مقالاتی بنویسید که رنک برین آنها را دوست داشته باشد.

کلمات کلیدی طولانی Long Tail Keyword را نادیده بگیرید (آنها منسوخ شده‌اند)

من میگم کلمات کلیدی طولانی مرده اند. در روزگاری نه چندان دور سایت های ما دارای صدها صفحه‌ی مختلف بود و هر یک از آنها برای بهینه سازی سایت برای یک کلمه کلیدی خاص بود. برای مثال برای کاربرانی که عبارت “بهترین ابزار تحقیق کلمه کلیدی” را جست و جو می‌کردند یک صفحه را بهینه می کردیم و برای کاربرانی که “ابزار تحقیق کلمات کلیدی” جست و جو می‌کردند هم یک صفحه‌ی دیگر را بهینه می‌کردیم. و گوگل نیز هر یک از آنها را برای یک کلمه کلیدی طولانی رتبه بندی می کند. 

اما امروزه رنک برین میفهمد که این دو، مفهوم تقریبا یکسانی دارند بنابراین نتایج مشابه و یکسانی را نمایش می‌دهد. بطور خلاصه اگر بخواهم بگویم بهینه سازی برای کلمات کلیدی طولانی دیگر معنایی ندارد.

پس حالا باید چه کار کنیم؟ همراه ما باشید.

کلمات کلیدی متوسط (Medium Tail Keyword) را بهینه سازی کنید

به جای استفاده از کلمات طولانی، پیشنهاد میکنیم محتوای خود را پیرامون کلمه کلیدی متوسط بهینه کنید. این فرم از کلمات کلیدی هم کلمات کلیدی کوتاه را پوشش می‌دهند و هم طولانی را. آنها نسبت به کلمات کلیدی طولانی حجم بیشتری از سرچ را در اختیار دارند اما نگران نباشید این کلمات زیاد رقابتی نیستند. بگذارید برای شما مثالی بزنم از مقالاتی که پیرامون کلمه کلیدی رژیم غذایی پالئو نوشته شده اند. واژه های زیر که با رنگ قرمز مشخص شده است کلمات کلیدی متوسط پیرامون این کلمه کلیدی است. البته در زبان انگلیسی 🙂

وقتی مقالات خود را پیرامون کلمات کلیدی متوسط بهینه می‌کنیم و برای آنها یک صفحه جذاب و چشم نواز می‌سازیم، رنک برین نه فقط به آن کلمه کلیدی رنک می‌دهد بلکه به هزاران کلمه مشابه آن نیز به شما رنک می‌دهد.

و به شما پیشنهاد می‌کنم صفحه خود را برای یک کلمه کلیدی بهینه کنید و نه چندین کلمه کلیدی و به رنک برین اجازه دهید تا شما را پیرامون صدتا و یا هزاران کلمه سئو کند و به شما رنک بدهد.

چطور هست مثالی واقعی برای شما بیاورم : 

مثالی از فرآیند تحقیق کلمات کلیدی و سئو داخلی در دنیای رنک برین

مدتی قبل تصمیم گرفتم تا تجربیات خودم را نسبت به ابزارهای سئویی که تا به الان استفاده کرده بودم را بنویسم :

و نتیجه اش این شد : لیست کامل ابزارهای سئو

اما به‌دلیل آنکه محتوای درونش خیلی با ارزش نبود، برای کلمه کلیدی هدف من که یک کلمه کلیدی متوسط بود رتبه 5 را به خود اختصاص داد. آن کلمه این بود : ابزارهای سئو

اما مهمتر از همه این بود که رنک برین فهمید که مقاله من در مورد موضوعاتی شبیه به “ابزارهای سئو”، “نرم افزار سئو” ، ابزار تحقیق کلمه کلیدی و .. است. و به همین دلیل بر اساس گفته سایت SEMrush این صفحه برای 1800 کلمه کلیدی رتبه گرفته است.

این است قدرت بهینه سازی یک صفحه پیرامون یک کلمه کلیدی متوسط.

فصل 4
چطور عنوان و توضیحات مناسبی برای افزایش نرخ کلیک (CTR) بنویسیم؟

4_1_optimize-titles-for-ctr

همانطور که در فصل اول گفتیم، نرخ کلیک یا CTR یکی از اصلی ترین سیگنال‌های رتبه بندی برای رنک برین است.

اما چطور کاری کنیم که مردم در نتایج جست و جو گوگل بر روی سایت ما کلیک کنند؟

این همان چیزی است که میخوام در این فصل به شما بگویم.

عنوان های خود را با احساسات آمیخته کنید

در این مورد شکی نیست که عناوینی که احساسی هستند کلیک بیشتری را جذب می‌کنند. و این چیزی است که نویسندگان حرفه ای سال ها است از آن استفاده می‌کنند و در سالهای اخیر با اطلاعات این موضوع به اثبات رسیده است

 

درحقیقت، کمپانی CoSchedule found در مقاله‌ای به این مورد اشاره می‌کند که بین عنوان احساسی و به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی ارتباط مستقیم است یعنی هرچقدر عواطف و احساسات عناوین بیشتر باشد، به اشتراک گذاری آن نیز بیشتر است.

برای مثال من نمونه ای از یک عنوان عادی که بهینه سازی آن نیز انجام شده است برای شما نوشته ام:

 

نکات افزایش بهره وری: چطور کارهای بیشتری انجام دهیم

 

بد نیست. اما ویژگی خاصی ندارد تا مردم را به کلیک وادار کند

 

ولی به این عنوان دقت کنید که در عین حال که seo-friendly است با احساسات نیز آمیخته شده و به یک محرک احساسی تبدیل شده :

 

با انجام این ۱۷ نکته بر انجام کارهای روزانه خود پیروز شوید

 

ولی معنا ندارد که همیشه عناوین خود را احساسی کنید اما آنجایی که می‌توانید حتما این کار را انجام دهید.

 

از براکت و پرانتز در انتهای عنوان های خود استفاده کنید

این کار مورد علاقه‌ی من برای هک کردن نرخ کلیک هست.

 

این نکته‌ای است که من وقتی چند سال قبل در حال مطالعه مقالات هاب اسپات و اوت برین بودم به آن رسیدم

 

در آن مقاله که 33 میلیون عنوان را بررسی کرده بود، نوشته بود که عنوان‌هایی که از براکت و پرانتز استفاده می‌کنند 33 درصد کلیک بیشتری دریافت می‌کنند.

 

در حقیقت این تکنیک کوچک آنقدر خوب عمل کرده که من در بیشتر عنوان هایی که می‌نویسم استفاده می‌کنم.

 

در اینجا هم می‌توانید مثال‌های بیشتری از این تکنیک را مشاهده کنید که میتواند از آنها ایده بگیرید.

 

از اعداد استفاده کنید (فقط در لیست‌های خود استفاده نکنید)

به گفته‌ی بعضی منابع مختلف (از جمله BuzzSumo) : استفاده از اعداد نرخ کلیک یا  CTR را افزایش می‌دهد.

 

اما بهترین مکان استفاده از این تکنیک کجاست؟

 

شما می‌توانید در عناوین مقالات و یا صفحات خود از این تکنیک استفاده کنید حتی اگر از آنها در زیرعنوان های خود استفاده نکنید.

 

برای مثال ، من سال گذشته این Case Study را منتشر کردم:

و همانطور که می‌بینید به جای استفاده از یک عدد ، من از 2 عدد در عنوان خود استفاده کردم.

بهینه کردن Meta Description را برای دریافت نرخ کلیک بیشتر فراموش نکنید.

بله، Meta Description بطور مستقیم به سئو کمک نمیکند. اما من فهمیدم توضیحات بهینه نرخ کلیک را بطور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد.

در همینجا به شما خواهم گفت که چگونه متا توضیحاتی بنویسید که نتیجه بگیرید:

1- ابتدا، آن را احساسی کنید

دقیقا مثل عنوان، متا توضیحات نیز باید احساس منتقل کنند.

در اینجا برای شما مثالی می‌آورم:

2- بعد، به دیگران بگویید چرا باید شما را انتخاب کنند

آیا محتوای شما جامع است؟ موضوعات پایه‌ای را می‌گوید یا نتیجه‌ی تحقیق است؟ سرگرمی است؟ آن را در توضیحات خود بگویید و یا بهتر بگویم بفروشید!

3- سپس، کلمات و عبارات ادوردز را در متن خود کپی کنید

برای مثال هنگامی که من عبارت “آبگوشت” را جست و جو کردم. در ادوردز دو سایت به این دو واژه برخورد کردم:

So you’d want to include the phrase “grass fed” in your meta description.

4- درآخر، از کلمه کلیدی هدف خود در توضیحات استفاده کنید

گوگل آن کلمه را Bold می‌کند که به استواری نتیجه در جایگاهش کمک می‌کند.

این همه چیز است!

فصل 5
چطور محتوایی بهینه بنویسیم تا نرخ پرش پایین و زمان حضور کاربر بالایی داشته باشد؟

5_1_optimize-content-for-bounce-rate

حالا وقتی از نکاتی که CTR را بصورت باورنکردنی استفاده کردید و مردم بر روی سایت شما کلیک کردند، باید چه کار کنیم؟ قدم بعدی چیست؟ 

باید به گوگل بگوییم محتوایی که ما داریم کاربران را خوشحال می‌کند و پاسخ سؤال آنها است.

و بهترین راه برای انجام این کار؟ بهبود زمان حضور کاربران در سایتتان است

واقعا، گوگل از زمان حضور کاربر در سایت (Dwell Time) استفاده می‌کند؟ بلهه!

Dwell Time یا زمان حضور کاربر مقدار زمانی است که کاربر بعد از کلیک بر روی سایت شما در نتایج گوگل خرج ماندن در سایتتان می‌کند.

بطور مشخص، هرچقدر این زمان بیشتر باشد یعنی محتوای شما با کیفیت بهتری است. این به گوگل می‌گوید: عزیز دل برادر ، مردم عاشق این نتیجه هستند. لطفا رتبه آن را افزایش بده.

و اگر افراد بعد از 2 ثانیه آن سایت را ترک کند، این به گوگل می‌گوید که کیفیت این محتوا افتضاح است. لطفا رتبه آن را کاهش بده.

بنابراین منطقی است که Rank Brain آن را ردیابی و اندازه گیری کند و نتایج و رتبه‌ها را بر اساس آن تغییر دهد.

در حقیقت، اخیرا یکی از کارمندان گوگل گفته این موتور جست و جو هنوز به سیگنال‌های سئو خارجی مخصوصا بک لینک اعتماد 100٪ دارد. این کارمند خاطرنشان کرد:

وقتی ما حجم بزرگی از نتایج را بررسی می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که بین رتبه بالاتر و نرخ پرش یا Bounce Rat ارتباط مستقیم است.

چطور نرخ پرش را کاهش دهیم و Dwell Time را بطور چشمگیر افزایش دهیم؟

حالا می‌خواهم به شما استراتژی‌های ساده‌ای را بگویم که با رعایت آنها می‌توانید Dwell Time خود را افزایش دهید.

1- محتوای اصلی خود را مقابل چشم کاربرانتان قراردهید

وقتی کسی در گوگل بر روی سایت شما کلیک می‌کند، می‌خواهد همان موقع به پاسخ برسد.

به عبارت دیگر آنها نمی‌خواهند در مقاله شما Scroll کنند و محتوای شما را کامل بخوانند.

به همین دلیل می‌گویم هرچیزی کاربر را در نگاه اول به سایت از پاسخش دور می‌کند را حذف می‌کند. مثل این:

درعوض شما باید پاسخ کاربر را دقیقا وسط و جلوی چشمانش قراردهید.

این راهی است که کاربر را به شما قلاب می‌کند.

2- مقدمه خود را کوتاه بنویسید (نهایتا 5 تا 10 جمله)

باورکنی یا نه، من بیشتر زمانم را صرف نوشتن مقدمه مقاله‌هایم می‌کنم تا عنوان مقاله.

به این دلیل که 90٪ خوانندگان وقتی مقدمه شما را می‌خوانند تصمیم به ماندن یا … رفتن می‌گویند.

و بعد از تست های زیاد من به این نتیجه رسیدم که مقدمه های کوتاه بهترین هستند.

چرا؟

چون خیلی از افرادی که در گوگل جست و جو می‌کند نسبت به موضوعی که جست و جو می‌کنند اطلاعاتی نسبی دارند، پس دیگر نیازی نیست مقدمه‌ای سنگین برایشان بنویسیم.

درعوض، از مقدمه مقاله‌تان برای فروش محتواتان به آنها استفاده کنید و به آآنها بگویید که قراراست چه چیزی بدست آورید. مثل این:

مثلا طوری مقدمه بنویسید که وقتی در مورد “سئو کلاه سفید” جست و جو کرد و به سایت شما رسید با خواندن مقدمه به خودش بگوید: “ایول، جای درستی آمدم.”

3- محتوای طولانی و عمیق منتشر کنید

من این 10 راه را تا به الان تست کردم. وبا اعتماد کامل به شما می‌گویم :

محتوای طولانی تر = Dwell Time بیشتر

قطعا خواندن یک مقاله 2000 کلمه‌ای زمان بیشتری می‌خواهد تا یک مقاله‌ی 400 کلمه ‌ای.

یکی دیگر از دلایلی که می‌گویم محتوای طولانی تر Dwell Time بیشتری خواهد داشت این است که این نوع محتوا می‌تواند بطور کامل به سؤالات پاسخ دهد و جامعیت دارد نسبت به موضوع.

برای مثال شما در گوگل این عبارت را جست و جو می‌کنید: چطور یک تورنومنت برگزار کنیم؟

بعد شما روی لینک اول کلیک می‌کنید و با یک محتوای 300 کلمه‌ای مواجه می‌شوید. قطعا این محتوا حرف‌های کمی برای پاسخ به سؤال شما دارد و شما نیاز به اطلاعات بیشتری دارید.

پس روی دکمه بازگشت کلیک می‌کنید تا پاسخ بهتری را پیدا کنید.(اگر به یاد داشته باشیم، گفتیم گوگل به این عمل Pogo-Sticking می‌گوید.)

این زمانی است که شما به ثروت آن سایت ضربه می‌زنید.

حال که برگشتید روی سایت دیگری کلیک می‌کنید و با یک محتوای جامع روبرو می‌شوید که هرآنچه که برای راه اندازی یک تورنومنت نیاز دارید را به شما می‌گوید. پس یک فنجان چای یا قهوه را در دستانتان می‌گیرید و زمانی که آن مقاله را می‌خوانید، آن قهوه یا چای را نیز مینوشید. شما حتی بعضی از بخش‌های مهم را دوباره می‌خوانید. این نوع محتوا Dwell Time با ارزش ایجاد می‌کنند.

محتوای طولانی آنقدر خوب و با ارزش است که من فقط محتوایی می‌نویسم که حداقل 2000 کلمه باشد

4- محتوای خود را به تکه‌های کوچک تبدیل کنید.

بیایید با هم رو راست باشیم: خواندن محتوایی 2000 کلمه قطعا سخت است. و سخت تر آن است که این محتوا پشت سر هم باشد.

خوشبختانه، برای این مشکل هم راه حل هست و آن استفاده از زیر عنوان‌ها(subheaders) می باشد.

زیر عنوان ها محتوای ما را به تکه های کوچک و قابل هضم تبدیل می‌کنند و این خوانایی متن را بهتر می‌کند و در نتیجه Dwell Time نیز بهبود پیدا خواهد کرد.

به همین دلیل من در Backlinko زیاد از زیرعنوان‌ها استفاده می‌کنم.

بطور خاص، من سعی می‌کنم بعد از هر 200 کلمه از یک زیر عنوان استفاده کنم.

نکته‌ای ظریف: از زیرعنوان های خسته کننده مثل “تمرین های ضربه با پشت راکت” دوری کنید. سعی کنید زیر عنوان خود را با احساس آمیخته کنید مثل “3 تمرین ساده ضربه با پشت راکت که طرفداران زیادی دارد”.

فصل 6
استراتژی‌های رتبه گرفتن از Rank Brain به همراه مطالعه موردی (Case Study)

6_1_rankbrain-optimization-strategies

در این فصل میخواهم به شما استراتژی های انگشت شماری به شما بگویم که می‌توانید برای بهبود سایتتان برای Rank Brain استفاده کنید.

افزایش آگاهی نسبت به برند (Brand Awareness) باعث افزایش CTR می‌شود.

به شما نشان دادم که چطور استفاده از اعداد، احساسات و کلمات قدرتمند می‌تواند باعث افزایش طبیعی و ارگانیک نرخ کلیک یا همان CTR می‌شود.

 

اما عامل بزرگ دیگری هست که به شما نگفتم و آن: آگاهی از برند (‌Brand Awareness) هست.

احتیاجی به گفتن نیست ولی افراد در نتایج جست و جو گوگل اگر برند شما را بشناسند تمایل دارند بر روی سایت شما کلیک کنند. براساس تحقیق شرکت WordStream آگاهی از برند یا همان Brand Awarenss می‌تواند نرخ کلیک را 342٪ افزایش دهد.

برای مثال: به نتیجه جست و جو زیر نگاه کنید : 

بر روی کدام یک از نتایج بالا کلیک خواهید کرد؟ قطعا NYTimes.com و Simply Recipes.

به عبارت دیگر، شما می‌خواهید مردم برند شما را قبل از اینکه در گوگل جست و جو کنند، بشناسند.

اما چطور می‌توانید Brand Awareness را می‌توانید افزایش دهید؟

1- اول، تبلیغات فیس بوک را امتحان کنید.

حتی اگر مردم بر روی شما تبلیغ نکنند و حتی اگر کلیک کردند و به مشتری شما تبدیل نشدند، تبلیغات Facebook می‌تواند برند شما را در دید هزاران نفر قرار دهد.

و وقتی که در حال جست و جو هستند و با نتایج را بررسی می‌کندد، بیشتر دوست دارند بر روی سایت شما کلیک کنند زیرا قبلا تبلیغات شما جلوی چشمانشان بوده است.

 

2- همچنین، خبرنامه‌های ایمیلی با ارزش ایجاد کنید.

هیچ چیز بیشتر از خبرنامه‌ای که در Inbox سرویس ایمیل مردم هست و برای آنها ارسال می‌کنیم برای آگاهی از برند Brand Awarenss ارزشمند نیست.

در حقیقت، نرخ بازکردن ایمیل من بسیار بالاتر از میانگین صنعت است زیرا فقط محتوای خوبی ارسال می کنم.

نیازی به گفتن نیست ولی مشترکان ایمیل من فهمیده‌اند محتوایی که برایشان ارسال می‌کنم برای کسب و کارشان بسیار مفید هست. پس درنتیجه اگر در صفحه‌ی اول نتایج جست و جو Backlinko را ببینید احتمالا بر روی آن کلیک خواهند کرد.

 

3- درآخر، محتوای رعدآسا بنویسید.

محتوای رعدآسا، محتوایی است که بارمحتوایی زیادی را در مدت زمان کوتاهی در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد. به من اعتماد کنید: این بسیار قدرتمندتر از آن است که محتوای خود را بصورت تکه تکه در قالب یک دوره‌ی آموزشی در مدت یکسال ارائه بدهید.

 

درحقیقت، زمانی که من Backlinko را آغاز کردم، از محتوای رعدآسا (Content Blitz) استفاده کردم.

مقاله‌ای را نوشتم:

بعد پادکست تولید کردم:

من حتی با Neil Patel همکاری داشتم

(در طی چند ماه)

و این باعث شد در طی زمان نظر مردم از اینکه “این دیگر چیست” به “عجب سایت خفنی هست” تغییر پیدا کند

 

هیچ را به قهرمان تبدیل کنید

آیا مقاله یا صفحه‌ای از سایتتان هست که امیدوارکننده نبوده و اصلا نتیجه مثبتی از آن دریافت نکردید؟

من یک خبر خیلی خوب برای شما دارم: اگر برگردید و آن صفحه را برای Rank Brain بهبود دهید آنوقت خواهید دید که بصورت خیلی جدی آن صفحه رتبه می‌گیرد.

برای مثال، شان Sean از سایت Proven.com یک مقاله‌ی حرفه‌ای در سایتش داشت که خوب کار می‌کرد … ولی نتیجه‌ای که مدنظر داشت را نمی‌گرفت.

 

شان متوجه شده متا عنوان قانع کننده‌ای ندارد که دیگران را برای کلیک تحریک کند

اون پرانتز، عدد و همچنین از کلمات قدرتمند استفاده کرد تا عنوان صفحه‌ی خود را بهبود دهد.

و با همین تغییر کوچک ترافیک سایت اون 128% افزایش یافت. بله بخش بیشتر این افزایش ترافیک به این دلیل بود  که نرخ کلیک او افزایش یافته بود ولی بخش بزرگی از این داستان به دلیل این بود که Rank Brain متوجه شده بود که CTR او افزایش پیدا کرده و به همین دلیل رتبه او را چند پله افزایش داد.

 

از کلمات کلیدی LSI برای پر کردن شکاف‌های محتوا استفاده کنید

LSI ها کلمات کلیدی هستند که به عنوان محتوا شما ارتباط دارند.

 

اما چرا آنها انقدر مهم هستند؟ چون وجود آنها در محتوا به درک بهتر Rank Brain از صفحه شما کمک می‌کند. اجازه بدهید برای درک بهتر شما از LSI مثالی بزنم، فرض کنید شما در حال نوشتن مقاله‌ای در مورد “ساختن لینک” همان Link Building هستید.

 

کلمات کلیدی LSI برای این مقاله اینها هستند:

  • بک لینک
  • دامین آتوریتی
  • توسعه ایمیل
  • انکرتکست

 

و وقتی Rank Brain صفحه‌ی شما را می‌بینید که شامل این کلمات است، درک می‌کند که موضوع این صفحه در مورد Link Building است.

و احتمال اینکه برای دیگر کلمات کلیدی مرتبط با عنوانتان هم رتبه بگیرید افزایش پیدا می‌کند.

برای پیدا کردن کلمات کلیدی LSI می‌توانید از این ابزار استفاده کنید.

و وقتی شما از LSI در مقالات خود استفاده می‌کنید به رنک برین می‌گویید که مقاله‌ی من جامع است.

حالا نوبت شماست

9_1_conclusion

ادامه دارد ….

پاسخی بگذارید

دو × پنج =